در باب عشق قسمت دوم...

 

درباب عشق(قسمت دوم)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اول یه سئوال . خیلی از شماها حداقل برای یک بار هم شده یه حسی داشتین که اسمش رو گذاشتین عشق! تا الان به این موضوع فکر کردین که اصلا عشق چیه؟ و چرا دچار این احساس های خاص میشین که خیلی چیزا براتون مهم میشه و گاهی باعث پیشرفت شما می شه و گاهی هم خیلی خطرناک میشه؟ من یه تعریف خیلی ساده  برای عشق دارم! به نظر من عشق یعنی نهایت دوست داشتن. اما خوب مشکل اینجاست که خیلی از ما ها وقتی با یه جنس مخالف می گردیم قلبمون شروع می کنه به تند زدن طوری که می خواد از جاش در بیاد و خیلی سریع یه احساس وابستگی پیش میاد. تو این جور موقع ها شب و روزتون می ریزه به هم. جدی این واقیعته. دلت می خواد همش ببینیش! بی تاب می شی و.... اینجاست که فکر می کنی عاشق شدی! یه چند وقت می گذره تا اینکه این عشق آتشین در یک آن از بین میره  چون یه دختر خوشگل و جیگر و نازو هلو و مامانی یا یه پسر قد بلند و شیک و خوشگل و پول دار دیدی که حال می ده ازش آویزون بشی و اون بدبخت بیچاره اولی  روکه  بد جوری هم دلشو شکستی رو ول می کنی. واسه این که به خوبی به هم بزنی میایین یه مشت اراجیف و چرت و پرت به هم می بافین که آره مامانم راضی نیست یا به درد هم نمی خوریم... معذرت می خوام که این طوری شد. نمی خواستم اذیتت کنم... مردم هیچ وقت نمی خوان کسی رو اذیت کنن. اما وقتی  که با کارهاشون آدمو زجر و آزار می دن , برای توجیح کاراشون اون زبونهای درازشون رو به کار می دازن و شروع می کنن آدم رو پدرانه نصیحت کردن و وقتی که روح آدم رو آزار می دن می گن معذرت می خوام نمی خواستم این جوری بشه و به سرعت از صحنه جنایت فرار می کنن! و فکر می کنن که همه چی تموم شده. اما خوب واقعا این احساس که قدرتمند شروع می شه و به سرعت سرد می شه اسمش عشق هست؟ جواب نه هست! این احساس اسمش شیفتگی هست. شما شیفته طرف شدین! به خاطر زیبایی , نوع حرف زدن,نوع برخورد در شما این احساس علاقمندی پیش میاد و به سرعت تقویت می شه و شما فکر می کنید که عاشق شدین . در صورتی که این جور احساسات نهایت دوامش 4 ماه یه خورده بیشتر یا کمتره  و بعد فرد دچار بی تفاوتی می شه  که این بی تفاوتی می تونه ورود فرد جدید یا خیلی چیزای دیگه باشه خوب بریم سراغ بعضی از آدما که تعداد این افراد تو جامعه ما به سرعت داره رشد می کنه ! یه دل و صد دلبر . بعضی از خانم ها و آقایون هم زمان (عاشق) چند نفر می شن! به همه اون چند نفر هم می گه دوست دارم عاشقتم! واسه همه این چند نفر هم محدودیت می زارن که باید قسم بخوری با هیچ دختر یا پسری نباشی و تحمل غیر این رو هم ندارن و به صورت خیلی احمقانه عین لاستیک ماشین وسه خودشون زاپاس درست می کنن! تا با اون تموم می کنه سری یکی دیگه , خیلی جالبه! ازشون هم می پرسی می گن مثلا 4 تا تیریپ love   دارم! خب این جور آدما چند دسته هستن که یک سریهاشون مریض هستن و به خاطر مشکلاتی که براشون پیش اومده با قربانی کرن این افراد خودشونو خالی می کنن! با این دسته کاری نداریم. اما یه دسته از این جور آدما چون احساس زرنگی می کنن و فکر می کنن همه خر هستن و خودشون خیلی زرنگ هستن و هیچ کی هم نمی فهمه شروع به بازی دادن مردم می کنن! پسره می گه دختر ها احمق هستم و اصلا دختر ارزش اینو نداره که باهاش باشی!only sex, love! Sex, love!sex ,love!whos next??! اگه دوستم داشته باشه می مونه و گرنه هری! یه کی دیگه! خب اینم عشق نیست! این هوس هست! با این همه  به همه احساس دوست داشتن دارند. وای اما دختر هایی تو این دسته آدما هستن فاجعه شدن(منظور من همه خانمها نیست. یه موقع اعلام جنگ ندین!). یه جوری فیلم بازی می کنن که انگار یه خانم با شخصیت و پاک هستن.  خب این دسته از دختر ها خوب بلدن خرج شونو در بیارن و برای 3 چیز همه چی شونو می دن. Money,sex,love و بعد که حسابی سیر شدن نفر بعدی! شعارشون هم اینکه پسر اصلا ارزش اینو نداره که واسش وقت بذاری. خب شیوه های جالبی دارن برای تور کردن پسرهای بدبخت. مخصوصا پسر های پول دار. طرف رو عاشق خودشون می کنن. پسره خر احمق هم حسابی پول خرج می کنه. حتی پسر هایی رو دیدم که واسه دختر ه ماشین خریدن. خوب دختره هم هم زمان با چند نفر دوسته و از همه اونا می دوشه و با همشون تیریپ  love و برای اینکه یه طناب گردن پسره بذاره باهاش سکس میکنه! ما تو روان شناسی و سکسولوژی داریم که سکس باعث تقویت حس دوست داشن می شه. خب پسره هم بخاطر همین امر حسابی وابسته دختره می شه در صورتی دختره داره همش مزه مزه می کنه که یکی رو پیدا کنه! جالب اینجاست که بعد یه مدت از آدمایی که تورشون کرده خسته میشه می بینه اینا به درد زندگی نمی خورن! میاد سراغ همون پسر سر بزیر, درس خون, مودب که خودشون بهش می گفتن اوسکل, دهاتی,عقب مونده, رو وسه ازدواج انتخاب می کنن. بعد به پسره هم می گن چون من دخترم حرف پشت من زیاده باور نکن! بعد تشریف می برن دکتر و اقدام به پرده دوزی می کنن و می شن باکره! بعد می گن دیدی من دخترم اینا همش دروغ می گن!!!! بعد ازدواجم یه بار اون پسر بد بخت میاد خونه درو باز می کنه می بینه خانم با دوست پسر سابقش دارن سکس می کنن! سخته نه؟ حقیقت تلخه! شرایت جامعه باعث بروز همچین حوادثی می شه! اول از همه یه چیز جالب که دختر ها و پسر ها میان کلی دوست از جنس مخالف پیدا می کنن! یه اکیپ درست می کنن! خب این بد نیست باعث شناخت رو جنس مخالف میشه! اما این باعث می شه که رو اون فرد تاثیر منفی بذاره! موقعی که شما با چند نفر دوست هستین باعث درگیری ذهنی شما می شه و نا خود آگاه شما حس دوست داشتنتون رو بین دوستاتون پخش می کنین و تو اکثر موارد دچار یه وابستگی می شین! بدون اینکه خودتون بخوایین.این وابستگی باعث میشه که شما نتونید یکی رو به عنوان شریک احساسی انتخاب کنید و با این که می گن فقط دوستیم اما روی تک تک افراد یه حس حسادت پیدا می کنن! اگه این جور دوستی های تیمی کنترل نشه و رو اصول پیش نره فرد دچار ضربه های بدی در آینده می شه. خب گاهی تو این جور دوستی ها بین دو نفر یه علاقه ای پیش میاد! اما بخاطر این وابستگه جمعی نمی تونن احساستشون رو نشون بدن و بعد از یه مدتی هم بخاطر همین مشکل آسیب می بینن. خب تا اینجا که عشق نبود! پس عشق چیه؟  همه اینها غیر اون دختر پسر هایی که فکر می کنن زرنگن, زیر شاخه های عشق هستن! چون شما حس دوست داشتن دارید اما خب سریع این حس رو از دست میدید. معمولا توی عشق های پایدار احساس آنی مثل مثال های بالا پیش نمییاد. یه احساسی اول دارین که حالت احترام داره و شما کم کم روابط رو بیشتر می کنین و طی مرور زمان این احساس تقویت می شه! هیچ وقت این احساس عین یه بمب منفجر نمی شه. قبول ندارید؟ این حس باعث میشه که کم کم نسبت به هم شناخت پیدا کنن. بعد تو این روابط اتوماتیک شما همه رو بخاطر اون فرد می زارین کنار و دورو برتون رو خالی می کنید. نسبت به هم احساس تعهد دارین. اثرات روانی خیلی زیادی روی شما هم میزاره. مثلا بچه تنبل شروع می کنن درس خوندن که چیزی برای گفتن داشته باشن یا مثلا یهو کتاب خون میشن که کم نیارن. یه جور انرژی سازنده دارن. از لحاظ جنسی کمتر خود ارزایی می کنن و خیلی چیزای دیگه ... اما تو بیشتر موارد اکثر دختر, پسرها بازم شکست می خورن. مخصوصا موقعی که به ازدواج می رسن...

 

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دیانا

سلام خيلی واضح و کامل گفتی اما من هنوز نفهميدم عشق واقعی چيه شايد فقط توی داستاناست

H@D$!

سلام متن جالبی بود خوش باشی و موفق.

درنا

سلام خسته نباشيد ... کاش اول عشقو ميشناختيم بعد دلمون می خواست که يه مهشوقه داشته باشيم...ای کاش توي عاشقی هيچ وقت نگيم من مال توام ....بيا و مال من باش.......کاش.............

hassan

ای کاش بعد از شناختن همديگر رو عاشقانه دوست بداريم

ÅH|Ð/\

اگه کسی بهت گفت بدون تو میمیرم دروغ ميگه من راست ميگم که ميگم با تو زنده ام(مريم حيدر زاده) سلام حسام جان اين آهنگ وبلاگت خيلی باحاله لينکشو داری ؟

آدم اینجا تنهاست

ای بابا این مورد آخر هم که در نهایت منجر به شکست شد ...پس عشق چیه؟ نکنه تو هم مثل بابا بزرگها میگی عشق واقعی 10 سال بعد از ازدواج پیداش میشه// آموخته ام که ؛ ؛ هيچکس در نظر ما کامل نيست مگر تا زماني که عاشقش شويم.// موفق باشی و پیروز ..یا حق

خزان

سلام واقعا متن جالبی نوشتی من که ديگه قيد هر چی رو بود زدم(شوخی)باهاتون موافقم نميشه به کسی اعتماد کرد من هم آپديت کردم

FATEME

سلام تو برای منت اولين رهگذری هستی که نظراتت عين منه توتنها کسی هستيکه اين چيزا رو می فهمه.خوشحالم که دست تقدير باعث شد که تورو بشناسم اميدوارم تو کسيو پيدا کنی که واقعا دلش برات می تپه نه کسی که داره تورو بازی ميده و به قول تو اظهار عشقش يا بهخاطر چيزايی که در کنار تو ازاون بهرهمنده يا چون فکر می کنه بايد تورو هم چون مثله بقيهی چيزا پيراهنش کفشش جورابش استفاده می خواد بکنه پس احتياج داره بدون هيچ احساسی بدون هيچ رحمی بدون هيچ انصافی هر وقت خوشحاله بگه ميميرم برات هر وقت ناراحت بگه برو بمير ديگه نم خوامت از اولم نمی خواستمت

یک دوست

نوشته هاتو خواندم اما نفهمیدم که تو واقعا نامیدی؟ یا امیدوار؟ واقعا عاشقی یا؟ اما هرجی که هستی صادقانه مینویسی...... همین کافیه!