رابطه دختر و پسر...

به نظر شما رابطه يک پسر و دختر را به چه چيز مي‌توان تشبيه کرد؟ تام و جري!؟ يا شايد ليلي و مجنون!؟

به گمانم، بهترين توصيفي که از رابطه دختر و پسر مي‌توان کرد رانندگي يک ماشين دونفره است. شما و دوست‌دختر يا دوست‌پسرتان  نخستين‌بار که يگديگر را مي‌بينيد و از هم خوشتان مي‌آيد سوار ماشيني مي‌شويد که بدآن مي‌گويند «رابطه». نحوه رانندگي کردن با اين ماشين بستگي به خيلي چيزها دارد. شخصيت شما، شخصيت دوست‌تان و اينکه اصولا با اين ماشين به سوي کدام مقصد حرکت مي‌کنيد. در واقع مي خواهيد به کجا برسيد.

 

ببينيد، مقصد پسران و دختران در يک «رابطه» معمولا با هم تفاوت دارد، دقيقا به همين دليل ممکن است در هدايت اين ماشين با هم درگير شوند و اين ماشين شروع به زيگ‌زاگ رفتن بکند. خيلي اتفاق مي افتد که دونفر در سراسر مسير اصلا با هم توافقي ندارند و بعد از گذشتن از عوارضي ناگهان يک جا کنار مي‌زنند تا يکي‌شان پياده به راهش ادامه دهد، در واقع رابطه‌شان بهم مي‌خورد. اين موضوع که دختران در يک رابطه از پسران چه چيزي طلب مي‌کنند بسيار پيچيده و خاص است و من در يکي ديگر از نوشته‌هايم به عنوان «دختران چه مي‌خواهند» آن را کاملا باز خواهم کرد. در عوض پسران (معمولا) چيز بسيار صريح و سرراستي مي‌خواهند: يعني «سکس». (باز هم به اين دقت کنيد که داريم درباره دوست‌دختر حرف مي زنيم نه دوست ـ دختر و اين دو فرق دارند).

 

البته سکس حالت‌هاي مختلفي دارد. سکس از نظر برخي پسران فقط در کنار دوستشان بودن است،‌ از نظر عده‌اي ديگر سکس همانا بوسيدن است، برخي نيز کمي بيشتر مي خواهند و به دنبال سکس به معناي اصليش مي‌روند. يعني يک رابطه جنسي کامل.  منظورم اين است که وقتي در متن هايم از کلمه سکس نام مي‌برم نمي خواهم ذهن همه شما بلافاصله برود سراغ انتخاب آخر، يا يک رابطه جنسي کامل برود. بطور کلي هر نوع تماس بدني که باعث لذت بردن يکي يا هرو طرف بشود را تماس جنسي يا سکس نامگذاري مي‌کنم. اين نوع تماس جنسي مي تواند حتي فقط شامل گرفتن دست همديگر باشد. (ترا به خدا به اين تعريف من ايراد نگيريد! ‌هرچقدر هم بيايم آسمان ريسمان ببافيم آخر به همين نقطه خواهيم رسيد).

 

از موضوع خارج نشويم، بسته به اينکه کدام يک از دو طرف زرنگ‌تر، باهوش تر، باتجربه‌تر يا پرروتر باشد در نتيجه رانندگي اين ماشين به عهده او مي‌باشد، گرچه در طول مسير ممکن است جاي اين دو عوض هم بشود. مشکلي که اکثر دختران با پسران دارند اين است که دوست ندارند اين ماشين هميشه به سمت سکس برود، زيرا آن‌‌ها به دنبال مقصدهاي ديگري نيز چون امنيت، عشق و حمايت و توجه نيز هستند. مشکل دقيقا از همين جا شروع مي‌شود. آغاز نخستين جشنواره بين الملي اختلافات! پسر ابتدا سکس مي‌خواهد و خيلي زود هم مي خواهد در حاليکه دختر پيش از سکس چيزهاي ديگري طلب مي‌کند و اصولا شايد دلش بخواهد در پايان به سکس برسد. از اين جا ممکن است تعداد زيادي سناريو با تمرکز بر سکس پيش بيايد که هر کدامشان با هم متفاوت است.

 

سناريوي اول) اولين سناريو اين است که بعضي پسرها کسي را سوار ماشين مي کنند که يا رانندگي بلد نيست يا اصولا به جاده آشنايي ندارد. آن‌‌ها چون روباه مکار صداي ضبط صوت عشق را بلند مي‌کنند و اعلام مي‌کنند مقصد نهايي مکاني است به نام خوشبختي. در طول مسير با تنقلات و تعريف‌هاي بامزه خود را با کلاس جلوه مي‌دهند تا به هدفشان برسند. دختر نگون بخت نيز که اوراق حواسش را به دست باد سرسپردگي سپرده به زودي مي‌بيند که به سکس رسيده و هنوز هيچ چيز تمام نشده آن پسرک کسي ديگر را سوار ماشينش کرده و رفته!

 

سناريوي دوم) اين سناريو نسبتا دلپذير است. هر دو طرف تواقف مي‌کنند که به طرف سکس بروند! اما قبل از آن در چند محل ديگر توقف مي‌کنند تا هوايي بخورند و تفريح کنند. سعي مي کنند به همه چيزشان برسند. بدين ترتيب در طول اين مسير هم پسر مي تواند طولاني بودن مسير را تحمل کند و هم آن دختر خانم در نزد وجدانش راحت است که دوست پسرش فقط و فقط به خاطر سکس دوستش نيست و به علايق ديگر او توجه مي‌کند. در چنين ماشيني فرمان به دست پسر است. از من ناراحت نشويد اما اين يکي از حالت‌هاي قابل قبول دوستي ميان پسر و دختر است. چيزي که در حقيقت در فرهنگ ايراني يک تابو است و ظاهراً نبايد بدان فکر کرد.

 

سناريوي سوم) اوه! اين يکي کمي ناجور است! يک پسر خجالتي که يا کله‌پوک است يا بچه روباه (از نظر سني نمي‌گويم) با يک دختر خودراي ، زبل و شيطون‌بلا دوست مي‌شود. پسر بيچاره همه‌اش در ته دل دعا مي‌کند که هر چه زودتر به سکس هم برسد ، از آن طرف دختر زبل‌خان همه جاده‌ها و شهر‌ها را زير پا مي‌گذارد و کلي لاستيک «رابطه» را صاف مي‌کند و لنت‌ها را داغ مي کند و آخرش هم به هيچ جا نمي‌رسند. سرانجام پسرک از بس حوصله اش سر رفته در ماشين خوابش مي‌برد و يا شايد هم يواکشي به بهانه دستشويي از آن پياده شود تا خودش را نجات دهد. (پيام اخلاقي: اگر يک پسر به يک دختر نمي‌گويد که از او سکس نمي خواهد معني اش اين نيست که سکس نمي‌خواهد!!).

 

سناريوي چهارم) وضعيتي است که دخترخانم سناريوي اول با آقا پسر سناريوي دوم سوار ماشين مي‌شوند. دختر که اصلا رانندگي بلد نيست، پسر هم بدتر از او فرق دنده و برف‌پاکن را نمي داند. اوه!! اين دوتا يک مدت طولاني مثلا يکي دوسال در همان ماشين کنار هم مي‌نشينند، بدون اينکه با هم حرف خاصي بزنند و يا اينکه سعي در به حرکت انداختن ماشين تلاشي بکنند. ماشين آن‌ها همين‌طور زير باد و باران کهنه و زنگ زده مي‌شود. در چنين حالتي هميشه آن پسر الکي با ضبط ماشين ور مي‌رود و زيرچشمي دختر را در آيينه نگاه مي‌کند، بدين ترتيب مدام حسرت ماشين‌هايي را مي‌خورند که سرنشينانشان از آن‌ها سبقت مي‌گيرند و صداي باد حرکتشان آزارشان مي‌دهد!

 

سناريوي پنجم) و آخرين سناريو اين است که اين دفعه پسر سناريوي شماره 1 با دختر سناريوي 3 سوار يک ماشين بشوند!!! اوه! چه شود. من شخصا در چنين مواردي يک پاکت پر «چيزفيل» مي‌خرم و مي‌نشينم تا رانندگي اين دو را تماشا کنم. اين ماشين يک لحظه ترمز مي‌گيرد و يک لحظه گاز مي‌دهد. يک مرتبه مي ايستد و يک مرتبه حرکت مي‌کند. دور در جا مي زند و مدام ويراژ مي‌رود. مي دانيد چرا؟ چون اين دو نفر هميشه سر فرمان و اينکه چه کسي رانندگي بکند با هم دعوا و سرناسازگاري دارند. چون هر دو زبل و پرمدعا هستند. خلاصه خيلي ديدني است. مي‌پرسيد دعواي اين دو نفر در نهايت به کجا مي رسد؟ در آن صورت به شما خواهم گفت ممکن است به هيچ جا نرسد، شايد هم به همه جا برسد!! فيلم آقا يا خانم اسميت يادتان هست؟ البته کلي سناريوي ديگر هم قابل تصور است. اما من 5 فرم رايج را با هارموني خاص خودشان نوشتم.

 

حالا يک سئوال :‌ شما دوست داريد در کدام ماشين سوار مي‌شديد؟ 1، 2، 3، 4 يا 5؟

/ 30 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پوپک

سلام دوست عزيزم ممنون از اينکه به وبلاگم سر زدی .محبت کردی .از نظرتون هم ممنون . اميدوارم هميشه موفق باشی .

نرگس شقايق قاصدک

درود همسایه تو خوب باشی همه چيز خوب ميشه اين نيز بگذرد..... در پناه مهر

هستی

سلام آقا حسام به نظرم متنت از عالی يه خورده هم بهتره . چيزی که تو اين دوره زمونه مهمه اينه که يه نفر واقعيت رو بگه . که تو هم گفتی . اگه هم کسی گفت که نه اصلا اين چيزها نيست بدون که صد در صد دروغ ميگه

AhmaD

Salam.Cheto0ori Man 2 Ro Entekhab Miko0onam Akhe Az 2khosh Omad

خزان

سلام حسام جان می خواستم در مورد چیزی که نوشتی ؟ می خوام بدونم کی انتظارات دختران رو میذاری روی وبلاگت

احمد

من دوست دارم جزو گروه دوم باشم اما در حال حاضر جزو گروه 3 هستم!

ماریا

سلام حسام انسان ها حیله گران زمین اند و هیچ انسانی بدون حیله روی کره زمین وجود ندارد خداوند در قرآن فرموده حیله من از آدم ها (بد ) قویتر روح خدا در جسم ماست با این طرز فکر از وجود جماعت در حیرت (تهوع )فرو نرو (خداوندهر کاری کند انتظار می رود بنده اش کند )حیله خوب و بد کدام انتخاب جماعت

marena

من دوست دارم سوار ماشین دوم باشم...

محسن

يکي از زيباترين متنهايي بود که در رابطه با دختر و پسر خونده بودم. بسيار زيبا ممنون

sama

عجب؟علاوه بر ادبیات به روانشناسی هم علاقه مندی .من کلا پیاده حال میکنم.