از من بهتر هم هست؟

"از من بهتر هم هست؟"
 
سالها پیش از خودم پرسیدم : از من بهتر هم هست؟
خیلی ها به من خندیدند ، خیلی ها بر من نامِ مغرور نهادند بعضی ها به من احسنت گفتند و بعضی های دیگر بی تفاوت عبور کردند.
برای من مهم راضی کردن ِ این نفس جستجوگر بود که این معرکه را برپا کرده بود . در کوچه پس کوچه های  تَوَهُمِ  زندگی از دکان هایی عبور کردم  کلون هایی را به صدا درآوردم ، گاه غرور و یأس و عشق دُچار من شدند و گاه خسته از این جستجو بر کنجی آرام خفتم.
تا این که شنیدم آفریننده ای هست که در بساطش همه چیز یافت می شود و همانا اوست که این توهم را آفریده است.
روی به سوی او کردم و یافتم ! فریاد زدم : یافتم ! یافتم ! و به من خندیدند.
سکوت ! سکوت ! تردید ! تردید ! و اینک آرامش از رسیدن به حقیقتی عالی در این لحظه . ساده و در عین حال زیبا!
گفت : در هزارتویی هستم که خروج از آن آگاهی می خواهد . در این هزار تو بهترین و یا بدترینی یافت نخواهم کرد.
به من گفت که ما جزیی از کل هستیم و آمدیم که بگوییم در این رسالتی که عهده دار شدیم بهترین هستیم نه در کل این مسیر!
گفت: هم بهار زیباست و هم زمستان ! هم پاییز زیباست و هم تابستان ! پرسیدم : زیبا یی چیست؟
گفت: خوسحال و عاشقانه نگاه کردنِ به هستی!
" بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که بدان می نگری"
"و اینک از این که پاسخی زیبا یافتم بسیار خوشحالم"
 امیدوارم خوشحال وعاشقانه نگاه کنید
 
 
/ 24 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صداي سكوت

سلام دوست عزيز...خيلی زيبا بود...فرصتی بود به منم سر بزنيد...موفق باشيد

آميتيس تنهای ديوونه(DIE)

سلام خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه خبرا؟؟؟؟چشم بزار يه متن بنويسم که بزارم تو بلاگ....مسافرت خوش گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟سوغاتی کو؟؟؟؟ من سوغاتی ميخوام

آميتيس تنهای ديوونه(DIE)

” سفر“ در طراوت صبحی بارانی ، او می رود از ذهن مغشوش يک سنجاقک می گذرد ودر اشک يک شبنم جاری می گردد ودر فردا جای می گيرد تا دوباره بارانی شود من هم خواهم رفت!!! اما نه اکنون که فصل انتظار می گذرد زمانی که در سکوتم،پاسخ يک رنگی اثبات شود و اشنای ذهنم برای هميشه محو گردد...

آميتيس تنهای ديوونه(DIE)

تا حالا شده دور و برتو نيگاه کنی ؟ شده ببينی چند تا عشق واقعی دو طرفه می شه پيدا کرد ؟ ... می دونم که موفق نشدی ... موفق نشدی از اينجور عشقا تو اين زمونه پيدا کنی ... اوم ... دل بستن ارزش نداره ... عاشق شدن ارزش نداره ... دلت دست خودته ... کافيه اراده کنی و نذاری اسير شه ... باور کن عشق يه تلقينه ... آدميزاد پيچيده تر از اين حرفاس ... تا اينجاش از خودم بود -- حالا يه جمله از يه آدم معروف : هيچ کس لياقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنين ارزشی دارد باعث اشک ريختن تو نمی شود!

آميتيس تنهای ديوونه(DIE)

حال من با لطف تو هرلحظه بهتر می‌شود گرچه بعضی‌وقت‌ها چشمان من تر می‌شود تو نباشی زندگی ماتم‌سرايی بيش نيست روزها و هفته‌هايم خاک‌برسر می‌شود هرچه می‌خواهی بگو، از هرکه می‌خواهی بگو اين دل بي‌چاره گاهی زودباور می‌شود آسمان خالی‌ست امّا حسّ تو در ذهن من بال‌وپرها می‌زند، مثل کبوتر می‌شود خوبِ من پرواز کن در آسمان گرم عشق اين زمين سرد دارد زجرآور می‌شود می‌شود با تو تمام لحظه‌ها را سبز کرد تو بهاري، با تو آری، با تو ديگر می‌شود دل به دريا می‌زنم آری به اين دريای تو تکه چوبی خُشک در دریا شناور می‌شود تو که هستی که نباشی جرأتم کم می‌شود؟ يا تمام لحظه‌هايم ترس‌آور می‌شود

آميتيس تنهای ديوونه(DIE)

يه دل گرفته، يه اتاق تاريک، يه هوای ابری با صدای شرشر بارون تو ناودون قديمی همسايه.آه چه حس خوبی........ بوی بارون تو اتاق پيچيده، ابی گوش ميدم ...سوته دلان يکی يکی تموم شدن. سوته دلی نمونده غير از خود من، کسی که عشق منو فرياد بزنه، حقيقت آدمو فرياد بزنه.... می رم تو فکر . ياد قديما یاد روزایی که بچه بودم ..

ناز

کجايی پسر؟!!!!!!!!!! زمستان سردي است... شيشه هاي دنيا از هرم تنهايي من بخار گرفته است! هيچ نوري رخصت ورود ندارد تمام دريچه ها را بسته اند تا هيچ عشقي به حريم من راه نيابد تا هيچ غمي توانايي خروج نداشته باشد - پس ا ز كدامين راه عزيزانم را يكي پس از ديگري از من جدا ميكني ؟ و مرا تنهاتر چرا همسفران تنهايي ام را منفورترين ها قرار مي دهي؟ اگر نمي خواهي زندگي كنم كاش حداقل مي گذاشتي تنها زندگي كنم من آپم منتظر حضورت هستم قصد آپ نداری؟

venouse

اين متن خيلي با معني بود

sama

bah bah