خانه تنهايی...

  
خانه ای خواهم ساخت
ازدوبید تنها
و به روی بامش
شاخه ای از گل یاس آبی
وردیفی از نسترن سبز می آویزم
و درون حوضش که به تنهائی این قلب منست
از قرمزی خون دلم
دو حَزین ماهی خوش رنگ رها خواهم ساخت
و کنار حوضش که ازاندیشه من زرد شده
شاخه ای ازگل زیبای رسول و کنارش رُز سرخ
و هماهنگ به اوقفسی بی بدنه،
 اما با همه سادگیش یک زندان
و درون زندان، بلبلی خواهم داشت
که برای همه عشق به آن سُرخ گُلک
همه شب تا به سحر،به نوای دل من
چَهچَهی چَه چَهکی گرم بخواهد خواندن
که به آواز همان بلبل شیدا،
ساعتی یاکه زمانی چندین نرم و آهسته به خود می غلتم
زکنار چشمم نم نم اشک که جاوید ترین یاد خداست
فرو می افتد،
و من اندیشه کنان یاد آن عشق
یاد آن عاشقی و مهجوری
و سپس تنهایی!
***
با همه جمع شدن باز تنها گشتم
با همه ذوب شدن باز رسوا گشتم
به درو دیوارش نگهی یا که صدایی ،
که زیارم باشد می بندم
***
باز اندیشه کنان با تبسم بر لب،
به خودم می نگرم
که چگونه تنها
خانه تنهایی خود را با کلامی چندین می سازم
همه شب تا به سحر
از سحر تابه سر آغازه شب،
سر به زانو دارم، سر به زانوی غمم
***
به در کوچه این ویرانه
با خطی سبزبَراندیشه آرام و درودیوارش
می نویسم با گل،
به کنارم بنشین،اما!
نه سخن می گویم نه کلامی تو بگو
بگذار اندیشه این ذهن کبود به نگاهم آید
آنقدر حرف زنم که دگرخسته شوی
آنقدرحرف زنم نه به آهنگ زبان،
بلکه با جنبش چشم
بلکه با ناله دل
***
خسته ام ،خسته ازاین حرف و کلام
خسته ام، خسته زدشنام وزپند
دیگرم هیچ زبان نگشایم
کام گیرم به دهان،
وبه چشمم گویم:
حال هم نوبت توست
توسخن بازبگوی که دلم تنگ شُدست
که دلم سنگ شُدست،نه زسنگ خارا
نتوانم گفتن که چگونه است دلم
خرد و لغزنده مثال باران
سخت و کوبنده چو دیواره کوه
اما خسته ودرمانده، چو یکی دانه بی ریشه و خاک
چه بگویم دیگر،
خسته ام من زهمه گفتن ها
چه برویم دیگر،
خسته ام من زهمه رُستن ها
دیگرم آه و فغانم کافیست ،
خانه ام خانه این غمزده دل
خانه تنهائیست.

 

/ 35 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر

سلام ما تا معشوق خود را پیدا نکنیم تنهاییم او با ماست ما بدون اوییم خوشحال می شم سری بزنید

نوازش اسرار در گوش شب

اتفاقی گذارم این ور افتاد زیبا بود. قشنگی اش به همین نقایصشه چون طبیعی جلوه می کنه موفق باشی در پناه یگانه معشوق عالم

سعيد

حسام جون سلام ، من شماره موبايلت رو از مملی گرفتم، اونم که عاشقه شماره رو اشتباه داده . به کلوب هم زياد سر نميزنم ، گرفتارم ! اگه ميشه يه جوری شمارت رو به من برسون. تنکس ، بای!

سعيد

راستی اين موزيک روی وبت هم منو ديوونه کرد ، جدی ميگم خيلی با حاله . مطالبت هم همينطور .

تيراوا

انسان تار تقدير را نمي تند، بلكه او خود نيز تنها رشته اي تنيده در ميان اين تار است. هر آن چه بر اين تار روا دارد، بر خود روا داشته است. این رو سرخپوستا میگن آخه من در مورد اونا می نویسم!یه سر به وب من بزن خوشحال می شم

مريمی ی ی ی ی ی ی

سلامخوبيدمن لوگو ی شما رو گذاشتم با اجازه چون خيلی اينجا رو دوست دارم يا علی

دريا

چرا تنها؟ چرا خسته؟

gharibe tanha

man khoshhalam ke omadi nemidonam be in jomle migi chert ya na ama ... be har hal man kheili vaghte update nakardam behtare egam aslan hosele nadaram ke bekham be weblogam sar bezanam alanam bade modatha omadam net va vaghti didam azat peygham daram khastam javabi dade basham nagi namarde !!! be har hal sheret kheili ghashang bood jedi migam va babe oza ahvale man :D tanhayi sakhte ama behtare az boodan ba digaran ...

sosa

salam dash hesame golam ke hich vaght harfe mano goosh nemikone ohamishe ghose mikhore.fekr konam ta chan mah dige betoonam bargardam be shahre khodam o ghorbato hamoon ja ja bezaram.hesam joon ma hanooz mese ghadima koli midoostimet.movafagh bashi fadat inghadr.cheshmak

دختركي تنها

سلام.......خوبی؟ممنون که سر زدی .......وبلاگ و نوشته هات خيلی قشنگن........اگه خواستی يه سری بزن