Nocent عقاید

Nocent عقاید

مثل ترانه آدمی در این روز ها
مثل عقاید سیاه اینجا و پشت پنجره
هر کاری که دلتان می خواهد بکنید
آسمان کاغذی را آتش بکشید
واژه ها را بزنیم
اسم خاک را به بازی بگیریم
دختر بچه کور را که بی قلم نقاشی می کند ورقی هدیه بدهیم
جای خالی شوهر ها را ارزان به فروشیم
بیاید راز هایمان را به باد ها فاش کنیم
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ بی افزاید
من که دارم کلافه از کنار این هم آدمی می گذرم
نترس از مرگ سخن نمی گویم
کسی این چنین به کشتن خود بر نخواست
که من بر زندگی نشستم
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
من بعد دو سال بر گشتم که از دست خاک راحت بشم نشد
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ی ایام دل آدمیان است
عشق تسکین دل عقل درد فکر تنهای داخل بیشه زار ذهنه
کنار گل و دل کدهی نورRomance شعر احساس ودست کوتاه
دوست هست حقیقت و فلسفه هم هست امروز دوست نگران
اما من دیروز را از دست دادم نه حال
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
می خواهم چیزی بگویم کسی نیست
چه قد تکرار اسامی شما دل نشین است
نگران مباش ما نا خوانده خلقت عصر خود هستیم
دست از سوی آسمان ور می داریم که زندگی بی ذهنی است
و ان طرف تر دروغ فکر-دین و فلسفه و آدم های بزرگ
شکسته شدن تکراریست هم چون نفس
معلوم است که کسی آسمان نقاشی را یاد نکرده است
دور ترین خانه کجاست خانه دوست خانه کفر یا خانه دل خود
مهم نیست که از باد های که از این شعر یا نقاشی بیرون
می آید چه می شنوید چون ما اهل این زمان فکر نمی کنیم
یا فرداست یا گذشته
دگر حالش نیست می روم تا روزی دیگر ...!

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمن تنها

سلام وبلاگ زیبایی داری اگه دوست داشتی میتونی منو لینک کنی من شما رو لینک کردم

لیلا

توفان به پا شد اين هيجان را نگاه كن امواج بي‌قراري جان را نگاه كن فرخنده باد زلزله در سرزمين روح اين كوه‌پاره‌هايِ روان را نگاه كن هموار شد زمين و چه آفاق ديدني‌است پيدايي جهانِ نهان را نگاه كن اين روحْ‌لرزه‌هاي جهان‌گستر شگرف وين انهدام هرچه كران را نگاه كن اي روح! بر كرانة من ايستاده‌اي زيباترين غروب جهان را نگاه كن يعني چه مي‌شود پس از اين؟ هست؟ نيست؟ چيست؟ اين رودخانة نگران را نگاه كن قربان ولیئی

زهرا

بعد از مدتها بازم سلام. ان شا الله که خوب هستین؟ خیلی وقته ازتون خبری نیست. مثل همیشه بازم به یاد ما باشید.شاد باشین و سر فراز. بای تا بعد.

بارانی

سلام حسام عزیز [گل] ممنون از لطفت... [لبخند][گل]

تکتم2

آپم اگه وقت داشتی اگه حوصله داشتی اگه عشقت کشید اگه دلت تنگه اگه مارو به یاد داری اگه ارزش دارم به عنوان یک انسان واگر.... بهم سر بزن از نظرات شما خوشحال میشم باتشکر

ستاره

سلامي به گرماي افتاب عشق خوبيد به نظرت قدرت وصلابت يك مرد درچيه ؟ منتظرم بياي وبخوني ونظرت رو برام بگي ؟ ديرنكني [لبخند]

saghar ilia

[گل][گل][گل] سلام ممنونم از شعر و احساس زیباتون[گل]