۱۰ بهمن ،شصت و سومين سالگرد تولد حميد مصدق

((سيب))
تو به من خنديدی
و نميدانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب الود به من کرد نگاه.
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سال ها هست که در گوش من ارام ، ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد ازارم
و من انديشه کنان
غرق اين پندارم
که چرا،
خانه کوچک ما
سيب نداشت

((حميد مصدق))



3.gif

/ 2 نظر / 20 بازدید
mahsa

سلام حسام جون! چه قشنگ بود! کلی از اين شعر خوشم اومد. حسام جون لطف کن سلام منو به سيامک برسون! به منم سر بزن!

hesam

سلام ميکنم به خودم. دستت درد نکنه و يک خورده بهتر بنويس . مواظب خودتم باش دوست دار تو حسام