ارامش يک دوستی...(و شعری از شاملو)

(( ارامش))

به ارامش نم نم باران بهاري

به عظمت اين اسمان ابي
به روشنايي يك شب مهتاب

به سرخي غروب افتاب
به درخشندگي خورشيد سوزان

به خنكي نسيم صبح تابستان
به ابي بيكران دريا

به زيبايي يك رويا

به عطش سوزان قلبم قسم،عزيزم دوستت دارم…


سروده:محمد حسام رحماني
تنهاترين
M.H.R

exportImage.asp?s=cano&i=10836355&w=535&h=401

/ 3 نظر / 5 بازدید
نسترن

سلام دوست عزيزم.خيلی قشنگ بود!

بارون

سلام!می خواستم بگم خيلی زيبا بود و چون از دل اومده بود به دل نشست اما انگار پيامم يه کم تکراری شد!در هر حال موفق باشی و هوای دلت بارونی نباشه اما هميشه آبی باشی

vafa

وبلاگ خوبی دارید موفق باشید سلام خوشحال میشم به وبلاگ منم سر بزنید