گاهی شکست،خوب است...

اون جایی که زمین خوردم به خاطر عشق بود،آنجا که پا شدم کمک عقل بود...

وقتی زمین خوردم، میخواستم پاشم و مثل قبل بدوم اما نگاه کردم برای شروع دوباره چه دارم؟؟؟

من 30 سالم شده بود و دیپلمم را نگرفته بودم، تفکرم این بود که آدم درس و مشق به چه دردش می خورد.

کار هم نداشتم،آن وقت با این تفکر میخواستم دختری که دوست می داشتم را خوشبخت کنم،چه خیالات خامی را در ذهنم می پروراندم...

آن روزهای شکست غرور و احساسم باعث شد یک جا، یک روز، یک ساعت به خودم بیایم و برای زندگی ام تلاش کنم...

پس با عقل برخواستم.

تصمیم گرفتم،آینده را تصور کردم...

امروز بعد از 5 سال که از آن روزها میگذرد،ترم آخر لیسانس رشته ای هستم که دوست دارم و مدیر بخشی هستم که باز دوست می دارم...


به زودی خواهم گفت چگونه رشد کردم و خدا چگونه کمکم کرد.

"باور کن گاهی شکست، خوب است..."



/ 9 نظر / 60 بازدید
theblueroom

چه خوب، حال و هوای وبلاگ‌های قدیمی یه جور دیگه است. منتظر ادامه نوشته‌ها هستیم. ممنون که صاحب وبلاگ تا شقایق هست رو معرفی کردید.

saramshologhe

خیلی خودمونی و به قول بچه ها شیک و مجلسی نوشتی...

elysiuminmyheaven

فقط یک لحظه طول میکشه تا یک زندگی به طور کل عوض بشه.

sobhvaman

يك دفعه معجزه نميشه من به اين إيمان دارم اما شايد بياد روزي كه تغيير در خودمون إيجاد كنيم خيلي سريع نتيجه گيري كرديد يعني سرعت تو نوشته هاتون هست البته❤️️

hanoy

Hanoy چه عالی💖

rezashahpasand1352

سلام و ارادت . ردپای تفکر ارزشمندتان را در وبلاگم دیدم . خرسندم از حضورتان . منتظر قدوم سبزتان باز هستم .

rezashahpasand1352

زیبا نوشته اید و احساستان را به خوبی منتقل نمودید