/ 70 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنوش

سلام خوبین این پستتون جالب بود موفق باشید

sosa

[گل] سلام عزیزم... چه بزرگ شدی ماشالا...[قلب] خیلی کم میام نت... امیدوارم خوب باشی... فدات [گل]

هیچکس

زندگی را همان جوری میابی که فکر میکنی پس خوب فکر کن ! البته یکی هم باید اینهارا به خودم بگه

مریم

حس بودنت در دوردست ها به من شوق زندگی می بخشد، اما دوریت اینجا، همین جا آزارم میدهد، تو کجای زندگی من هستی که با تلنگری آرام و با چشمکی آشوبم میکنی؟

باغ فیروزه

گاهی بی قرار تر از بید در باد زمین و زمان را گاز می زنم و چشمهایم را آنقدر محکم می بندم تا شاید به خواب بروم نه ... بی فایده است نه مرگی از راه می رسد نه آرامشی بر می گردد معلق تر از حباب میان بودن و نبودن تاب می خورم خدایا... معجزه ای...چیزی...

مریم

جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند مـــــــوج در مـــــــوج امـــــــــا نمی دانم چرا هنوز هم بر تن خیس ســــاحل نام تــــــــــو را می بینم

مــ.. سکوت

.. گاهــ ـی وحشــــــت زنـــــــــدگـ ـی !! این ها مرا زیر ٍ بستر ٍ پنهان شدن هایم هم می یابـند ..

دم شما گرم با این مطلبتون ...راستی میدونین من مشاور بچه هام تو مشکلاتشون...

sahel

گریم گرفت خداییش خیلی جالب بودن مطالب