مادر...

 

خدايا آسمان امشب چه سنگين است.

زمين در خواب و من بيدار،

دل من سخت غمگين است.

چه شيرين بود ، دورانی که پيش بسترم مادر،

برايم قصه ها می گفت...

برايم از حقيقت ها، برايم از خدا می گفت

و مادر ، آه ديگر رفت...

ولی يادش هميشه در فضای سينه ام سبز است

بله مادر، وجودش غرق ايمان بود...

                             بله مادر ،صدايش روح باران بود...

 

(ح.ر)

*تقديم به تمامی کودکانی که ،با رسيدن روز مادر دلشون ميگرفت و چشمانشون بارونی می شد، و با کشيدن هر دست مهربانی درد فراق مادر اونها رو اذيت ميکرد.يک حس غريب هست برای شما که درد و غم دوری مادر رو برای هميشه توی سنين کودکی نچشيدين...

اگه يادتون باشه،همتون پی اين بودين،اين روز رو گرامی بدارين حداقل با دادن يک هديه به مادرتون و شاد کردن دل مادرتون...،اما يه عده اين روز و سر قبر مادرهاشون هستند،يا يک نامه نوشتند به خدا که ( ای خدا امروز روز مادر برای حداقل ۱ ساعت هم شده مامانم رو بيار پيشم)... و خدا تنها برای چند لحظه اونها رو به خوابشون ميبرد...

اين و نوشتم که بدونيد درد دل ما تو اون زمون و حالا  توی اين روز به خصوص ،درد ما کودکان گذشته و درد کودکان بی مادر در اين زمون...

 

                                  (( مادرم دوستت دارم))

/ 40 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گيسو

سلام حسام جون...منم روز مادرو به همه ی مادرها و همچنين خانم های محترم تبريک ميگم...اين روزيه که واقعا آدم يه جورايی سعی ميکنه دل مادرشو به دست بياره...ولی من که تاحالا نميدونم تونستم اينکارو بکنم يا نه.... ولی مهم اينه که ما سعيمونو بکنيم....راستی من آپ کردم...سر بزن

اشکان

سلام دوست من کلبه تنهاترين تنها به روز شد من با قسمت هفتم اوج ناباوری منتظر حضور سبزت هستم بدرود

حامی

حسام عزيز ممنون که به من هم سر زدی خيلی خوشحال شدم .... موفق باشی

shaghayegh

حسام عزيز بلاخره نوشتم.بهم سر بزن.

shaghayegh

منم مثل تو از اون کامنت عصبانی شدم.فکر کن!!!!!!!!!!حتی اسمتو اشتباهی نوشته.بابا ايول داره.

deltang

از اينكه هر كاري مي كنم دلم زنده نمي شود.از اينكه هيچ انگيزه اي ندارم.و از هيچ كاري براي خودم دريغ نكردم.به نصيحتهاي همه گوش دادم...ولي اون همه چي از اعتماد و لبخند و صداقت رو در من از بين برد.از اين دلتنگم كه ديگر اوني كه بودم شاد و سر حال نيستم.و هر چه بيشتر دنبالشم,بيشتر گمش ميكنم....پس مي روم مدتي ,حتي مثل مرده,ديگر اهميت نميدم,شايد يكدفعه خوب بشوم.يك دفعه.با معجزه.بدون تلاش ,كه ديگر نا ندارم...

nikoo

سلام متنتون خيلی با حال بود با اينکه دير کردم ولی روز مادرم به همه تبريک ميگم اميدوارم زير سايه مادرتون هميشه موفق باشين منتظرم بااااااااااای

حسین استقلالی

سلام.چطوری حسام.چه خبرا؟خيلي وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم.داشتم مطاب ۱۶ تير (يک حس غريب...هويت)رو می خوندم.از دست بسیجی ها ناراحت نباش.اون بسيجی هم بايد وظيفشو انجام بده.راستی....هيچی. ادم يه بار دنيا می ياد و يک بار هم عاشق می شه.يادت نره مارو دعا کنی.نوکرم.يا علی

آدم اینجا تنهاست

اون فرشته چه روی زمين کنار تو باشه چه توی آسمون پیش خدا در هر صورت با تمام وجود دوستت داره و دعای خيرش هميشه همراهته ...و با ديدن موفقيت هات روحش شاد و ميشه و با ديدن اشکات غمگين ...پس تلاش کن هميشه شادش کنی ...هر چند از دست دادن آغوش گرم مادر چقدر سخته ولی حسام تو مادرت هميشه توی قلبت داری ...روحش شاد و روزش مبارک //چرا فکر کردی من از دستت ناراحتم؟ باور کن اينقدر گرفتارم که به هيچ وبلاگی نميتونم سر بزنم ببخش اگه دير به دير ميام ...موفق باشی و پيروز ...يا حق

فرزان

سلام .....دوست عزیز...اول: میخوام بگم ممنونم که من رو راهنمای کردی..دوم:دمت گرم خیلی وبلاگت عالیه سوم :دوست عزيز من نه مادر دارم نه پدر اما کاشکی داشتم.موفق باشی