آدم ها و نگاه ها و ديد ها...

نمي دانم اين آدمها چرا اينقدر دروغ مي گويند ؟ به زبان ساده اگر حرف بزنم ديگر شعر نمي گويم . من هيچ وقت در سراسر عمرم از اگر كسي را دوست داشتم نترسيدم ! نمي دانم اين آدمهايي كه چشمهاي خود را زير نقابي از بي اعتنايي و يا اگر خيلي اهل معاشرت باشند زير نقابي از لبخندهاي مضطرب اما تابلو پنهان مي كنند از جان خود چه مي خواهند ؟! چرا ؟ اين همه دروغ براي چه ؟ خب همه مي دانند كه لذت يك مسئله كاملا فردي است و كسي كه چنين رفتاري در پيش دارد در كمال حماقت قائله را باخته است چون لااقل خودش را از لذت بردن حتي يك كلام شيرين محروم ساخته است . من نمي دانم چرا اين آدمها تا اين اندازه بزدل و بي جرات هستند . خب دارت كه نمي زنند حرف دلت را ساده بگو ! جرات و شهامت يكي از ابزار مهم بروز يك احساس ولو يك احساس مبتذل طوفاني است . خب آدم اينجور وقتها فرق يك احساس واقعي و يك وسوسه هوس آلود را نمي تواند درك كند . و اينطور است كه عشق مسخره كودكان شده است . واي بر اين آدمها كه در قرن بيست و يكم هنوز در ابراز ابتدايي ترين غرايز و احساسات انساني خود دچار مشكل هستند آنهم يك مشكل لاينهل ! اينطوري كه مي شود خدا به داد طرف مقابل برسد اگر فقط يك ذره ، فقط يك ذره كوچك آدم باهوشي باشد گرفتار انبوه چراها مي شود  كه معني اين نگاه چيست ؟ اين همه نياز كه در اين نگاه موج مي زند چيست ؟ اين رفتار پرتنش مفهومش چيست ؟ خواهش اين نگاه چه حرفي را مي خواهد بزند ؟ خب اگر فرض كنيم اين آدم فلان حس را به من دارد پس چرا با خود روراست نيست و لحظه اي با خشم و لحظه اي با نياز و لحظه اي با سردي با من برخورد مي كند ؟... اينطوري كه مي شود جاي پاي آدمهايي كه به خاطر يك كلام شيرين يا بدست آوردن يك عشق ! خود عشق را به لجن مي كشانند باز مي شود و تو ديگر نمي فهمي كدام عشق است ، كدام هوس است ، كدام فريب !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

باري همه كس و هيچ كس مي دانند كه عشق و دوست داشتن يك حس خوب است چون بين آدمها پيوند برقرار مي كند ، كينه ها را از بين مي برد ، نشاط مي بخشد ، و تنها مسئله اي است كه به ذاته به كسي آسيبي نمي رساند . چرا آدمها جوري زندگي نمي كنند كه كمترين آسيب را به هم برسانند ؟ من كه سر در نمي آورم ! چرا اين همه نياز و اين همه سكوت ؟ مگر در قرن بيست و يكم هم هنوز با زبان ايما و اشاره بايد حرف زد ؟ اين مردم مشرق زمين هميشه به نيروهاي ماورائي اعتقاد داشته اند . عجيب است ! اگر اهل بودا و اهريمن باشند به رياضت كشي و نان خشك و آب روي مي آورند و در عمر خود لب به يك تكه گوشت نمي زنند ! يا اگر مسلمان باشند و داد خدا خدا بزنند آنقدر خود را در چنگال سرنوشتي كه خدا رقم مي ند اسير مي دانند كه مثلا معتقدند اگر خدا نخواهد من الان به اين متن نمي توانم نگاه كنم ! و به اين شكل تمام نيروهاي ارادي خود را مقهور بزدلي خويش مي كنند چون اين آدمها فقط يك عده بزدل هستند كه اولين نيروهاي بشري را نفي مي كنند و آن اراده است . چنين افرادي روح كينه ، نفرت ، خشم ، نااميدي و پوچي را به ديگران مي پاشند .. خدا كند ما جزو چنين آدمهاي بي جراتي نباشيم !

 

 

* در مورد خودخواهی اشتباه بيان شد البته از طرف من شما ببخشيد.

موضوعی که ميخوام بگم بر ميگرده به سال ۸۲ اوايل کلاس روانشناسی...

يک روز تو کلاس بوديم و حرف ميزديم که دکتر برگشت گفت بچه ها خودتون رو معرفی کنيد و در مورد خودتون بگيد،بچه های يکی يکی گفتند تا نوبت رسيد به من:

محمد حسام ...،دیپلمه کامپيوتر،۲۲ سالمه، و اينکه خوب ارتباط برقرار ميکنم،خوب مينويسم،خوب حرف ميزنم،دوستای زيادی دارم،خوش سليقم و ... . تو اين حين حواسم بود يکی از پسرهای کلاس و ۲ تا دختر برگشتند زير لبی گفتند اه اه اين و نگاه چه از خود راضيه،يه خورده برا خودت نوشابه وا کن.

گفتم: شما ميدونيد خود باوری يعنی چی؟ گفتند نه،گفتم يعنی شناخت خود از توانايی هامون و با شناخت توانايی هامون و استفاده از اونها تو کارهامون موفق ميشيم.

دکتر گفت: ما ايرانی ها به خاطر همين افکار هيچ وقت رشد نميکنيم( سر حرف اون ۳ نفر).. گفت: تو ايران تو هر جمعی اين حرف و بزنه بهش ميخندند اما تو کشور های پيشرفته ،زمانی که اين طور صحبت کنی ميدونند که به دردشون ميخوره يعنی ميتونند روی اون آدم حساب کنند.

اين موضوع رو از اين بابت نوشتم که تو همين دنيای مجازی زياد باهاش برخورد کردم.

 

انجمن اين ماه

بر سر مزار فروغ عزيزمان

برگزار خواهد شد

سی ام تير ماه

ساعت ۱۵ تا ۱۷

آدرس

خيابان دربند .کوچه ی ظهيرالدوله

آرامگاه ظهيرالدوله

 

/ 52 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sara

واسه گفتن ترانه.... راهي ميشم توي ابرا .... واسه به او رسيدن .... نمكي بروي زخما *** شايد باروني بباره .... از ميون ابر پربار .... قطره قطرشو بچينم .... روي گلدوناي دلدار *** ميگن آسمون بلنده .... ميكشه پرده شبها.... تا بچينه آدما رو .... تك تك ويكه وتنها *** بايد از پنجره پرسيد .... چرا توي قاب ميمونه .... پشت اون غبار شيشه .... منتظر هست بي بهونه *** سلام زيبا بود دوست گلم..ممنونم که اومدی.شاد باشين

elham

javabe soale mano nemidiiiiiiii????:D

مهرنوش

سلام عزیز خوبی؟؟وبلاگت خیلی قشنگه لوگوی وبلاگتم گذاشتم تو وبلاگم ..خوشحال میشم پیش منم بیای..منتظرت هستم..

آدم اینجا تنهاست

سلام دوست عزیز ...اگه یه مدت نتونستم بهت سر بزنم دلیلش دلگیری از دست تو نیست ...این روزها گرفتاریم اینقدر زیاده که نمیتونم زیاد بیام نت تو هم خیلی وقته بهم سر نزدی هاااااا مگه اینکه من یه مدت نیام بهت سر بزنم که یه یادی از من بکنی (چشمک) راستی به روزم // و در مورد دروغ! کاش میدونستن با یه دروغ ساده چه ضربه ای میشه به روح یه آدم زد ...کاش آدمها توی تمام زندگیشون روراست بودن و اینقدر رنگ عوض نمیکردن یه تجربه بد گاهی یه پرده ی سیاه رو روی قلب آدم میندازه که آدم دیگه نمیتونه فرق بین یه احساس واقعی و یه حرف دروغ رو تشخیص بده و دیگه هیچی عشقی رو باور نمیکنه حالا کی بتونه این پرده رو پس بزنه خدا میدونه ...

رویا

سلام به وبلاگت سر زدم . خوبه موفق باشی

shaghayegh

دوست خوبم.وبلاگ قبليمو تعطيل کردم.اينجا بهم سر بزن.مثل هميشه خوشحال ميشم.

فرناز

سلام اگر هيچ ندارم باز هم خدا با منست خدا جانشين همه ي نداشتن هاي منست....... وبلاگ بسيار زيبايي داريد.

veronika

سلام ممنون که سر زديد اره اين مشکل بسياری از ايرانی هاست خودباوری رو با خودبرتر بينی اشتباه می گيرن. شاد زی ياحق

dj shiva(دختري از ونوس)

سلام.دوست عزيزم .ممنونم از اينكه هميشه لطف مي كني و به وبلاگم سر مي زني و مطالب تايپ شده توسط من را مي خواني.مطلب جديد up كردم خوشحال مي شوم سر بزنيد و خطي به يادگار روي ونوسم بكشي.دوست شما شيوا. تا بعد يا حق.