دانستنیهای زندگی*

دانستنیهای زندگی*

تاريخ : پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٢ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : حسام

                                              ((به نام خدا))

اول اينکه سلام به شما عزيزای گلم که اينقد به من سر ميزنيد،خيلی خوشحالم که اينجا اين همه دوست دارم و همشون و از صميم قلب دوست دارم...

ــــــــــــــــــــ

اما حرف اول: اينکه جمعه ۳۱/۵/۸۲ يک جلسه برای تشکيل انجمن وبلاگ نويس ها قراره تشکيل بشه که تو اين ادرس بيشتر توضيح داده شده: blogger82.persianblog.ir

_______

حرف دوم:من ميخوام هفته بعد برم کوه (البته هر هفته ميرم) ولی ميخوام از دوستان وبلاگ نويسم هم دعوت کنم که با هم باشيم و بريم کوه البته بستگی به نظرات شما داره اميد وارم تنهام نذاريد...

ـــــــــــــــــــ

حرف سوم: اما من از يک عده ادم گله دارم که با سوء تعبير خودشون ارتباط چند تا دوست رو بهم ميزنند..

به نظر من که اين افراد حسادت ميکنند به ارتباط دوستانی صميمی.

مثلا: دو از بچه محل های ما خيلی همديگرو دوست داشتند و دوستهای اون دختره کاری کردن که اين ها بهم برسند ،امــــــــــــــــــــــــــــا

حالا با حرفهاشون و نظراتشون ميخوان اين دوستی که خيلی صميمی و خوب هستش (منم ارزوی يک دوست مثل اون و دارم) رو بهم بزنند.

به مادر دختره ميگن پسره بده، عجب ها اگه بده پس چرا واسطه اين دوستی شدين..

اخه نميتونی دوستی خودت رو حفظ کنی چرا مردم اذيت ميکنی:

با شمام ،؟؟؟؟

البته بعضی اوقات هم خيلی با حال هستند...،اخه دوست هستند ديگه..

وقتی تو با دوستت دوست بودی و با هم بيرون ميرفتين ايا اونها چيزی گفتند... حالا ۲ قورت و نيمتونم باقيه...

چرا به اخلاقاتون فکر نميکنيد و درستش نميکنيد...

بعد ميگيد چرا ارتباط هامون سرد شده...

ايا شما ها برای منی که هميشه سعی کردم خوب باشم ابرو تو اون محل گذاشتيد

بعد ميگيد اقا ما رو به وبلاگ نويس ها ترجيح ميده، بايدم با اينها حال کنم چون بی ريا نيستند با من، همشون صادق هستند مثل يک ورق سفيد

حالا دوستان شما بگيد ما بايد چيکار کنيم؟ با اين ادمها

؟؟؟؟

ــــــــــــــــــ

اما اونهايی که اين هفته  و هفته بعد با من کوه ميان با من ارتباط بر قرار کنيد از طريق

e_mail

ـــــــــــــــــــــــــ

اما ميخوام همتون و از صميم قلب ببوسم

حالا ماچ و بده بياد.....